تبليغاتX
خاطرات و خطرات پاپتی - هوای پاک...

سال اول سال اول دانشگاه که بودم، یه روزی با یکی دو نفر از دوستا در حال قدم زدن و سیگار کشیدن بودیم که یه جمعیتی با پلاکاردهایی رو دیدیم که راهپیمایی میکردند، ما هم از سر کنجکاوی رفتیم قاطی جمعیت، هنوز چند قدمی اونا رو همراهی نکرده بودیم که یهو متوجه شدیم جمعیت متوقف شده و همه دارند با تعجب مارو نگاه می کنند، تصادفا چشممون به پلاکاردهاشون خورد و سوت زنان جمعیتشونو ترک کردیم و به روی خودمون هم نیاوردیم و با فراغ بال به ادامه ی سیگار کشیدنمون پرداختیم؛ روز هوای پاک بود و اونا هم برای مبارزه با آلوده کردن هوا داشتند راهپیمایی می کردند.

 

پ.ن. از امروز تصمیم گرفتم اگه استقبال بشه هر بار که آپ می کنم یه فال از حافظ با دکلمه ی خودم اینجا بذارم، البته با امکانات محدود خانگی ضبط شده و طبیعتا ایرادهای زیادی هم داره، چه در کیفیت ضبط و چه در کیفیت صدا و دکلمه ی من!

فال اول

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:42  توسط پاپتی  |