هميشه برايم جالب بوده كه قبل از من چه بسيار آدمها كه آمده اند و چه بسيار كارها كه كرده اند و بعد از من هم بسياري خواهند آمد و بسيار كارها خواهند كرد، ولي هميشه از خودم پرسيده ام آيا اين تقسيم بندي ِ "قبل از من" و "بعد از من" مهم است؟ اصلا مهم است كه من كجاي اين زمانم، كه قبل و بعد از من مهم باشد؟ يا اينكه يك خط به هم پيوسته است و بودن و نبودن من در جايي از اين خط هيچ گسستگي اي به وجود نمي آورد. آيا زمان من، زماني كه مال خود خود من است، زماني كه من آنرا شكل داده ام، زمان شخصي ِ من، مي تواند نقطه اي جداكننده در زمان عمومي دنيايم باشد؟ مي دانم هيچ كس روز تولد مرا خط كش اندازه گيري زمانش نكرد، هيچ كس هجرتم را جايي ثبت نكرد، هيچ كس روزهاي عاشقي ام را نشمرد؛ جز خودم. آيا روز مرگم را كسي مبدا زمانش خواهد كرد؟ آيا براي كسي مهم خواهد بود كه روزي من بوده ام، روي همين زميني كه او پا مي گذارد پاگذاشته ام؟ آيا كسي اهميت مي دهد روزي من بوده ام و عاشقي كرده ام؟ آيا كسي دلتنگ ِ لحظه هاي دلتنگي من خواهد شد؟ آيا كسي شاديهايم را ياد خواهد كرد؟ آيا كسي از خودش خواهد پرسيد كه "او" چگونه زندگي كرد؟ آيا كسي قبل از من و بعد از مرا تفاوتي قايل خواهد بود؟ اصلا تفاوتي خواهد داشت؟
پ.ن. راستي چرا ما ايرانيها منتظريم يكي از عزيزانمان بميرد تا همه ي دروغهايمان را با قسم به روحش راست بنمايانيم؟ به روح آقام... به ارواح خاك بي بي...
